(۳)

میبینی ... تمام منحنیهای اقتصادی هم یک جایی به تعادل میرسند ،  نرسند هم به زور به تعادل میرسانندشان با مداد یا با هزارتا تبصره و فرض . خوب است دیگر . بلاخره به تعادل میرسند .

میدانی ، مقدمه لازم نیست که ، می آید ، غافلگیر میکند ! تمام تعادلها را ، تمام منحنیها را زیر سوال میبرد ، بعد می ایستد همان گوشه و به تمام این تکاپوها میخندد . میماند . یا تو خودت نگهش میداری . خیلی چیزها را میگیرد ، به قانون همیشه give & take نمیدانم ،در ازای این گرفتنها چی میدهد  آخرش ؟ 

می اید بی مقدمه ، میرود بی مقدمه تر ، عزیزم ، رفتنت آنقدرها هم که فکر میکنی فاجعه نیست . فقط من ، مثل درختان بید ایستاده میمیرم .