سرم تاول زده . از بس با سر راه رفته ام ...

نكرد يكي درست حسابي  ، يه دفترچه يادداشت بذاره كف دستم ، مثه دفتريادداشتاي كلاس اول ، خانوم جبارزاده ، تعيين تكليف كنه . همه كه آخه ماري كوري نميشن . چي فكر كردي تو ؟ تو اين افراط سرد و گرم ، مگه ميشه شبا نشست رو پشت بوم ستاره شمرد ؟ حتي اگه آدمشم باشيم ، باز نميشه . واسه من و تويي كه اين وسط شهر زندگي ميكنيم ، هواي تهران هميشه آلودس . چي فكر كردي تو ؟ به جون تو نباشه عزيز ، جون خودم ايندفعه اصلن قصد لعنت فرستادنو اينا ندارم . نه كه منكرش شده باشما ، انقدر لعنت فرستادمو خورد به در و ديوار و فايده اي هم نكرد ، كه ولش كردم . حالا چند روزيم حمد و ثناي تو رو بگم ، چند روزيم هيچي نگم ، ميگذره ديگه ، به قول گوته هر آدم يه دونه مرگ ناقابل به طبيعت بدهكاره . حالا نه كه دپ مرگ گرفته باشما ، كللن ميگم . اينجوري بهتره .همين پريشب فلاني زنگ زد كه داره ميره و خداحافظي و اينا ، همين ديروزم كه تورفتي ، اصلن لعنت به هرچي رفتنه . استثناشو بگير انالله و انا اليه . اصلن اين استثناها خيلي خوبن ، تو اوج تموم قانوناي سنگي و منگي تو ميشي استثنا و همين ميشه كه منو از دانشكده ي حقوق پرت ميكنن بيرون . به جون تو نباشه به جون خودم ، لعنت به هرچي قانونه . تو آزمايشگاه پزشكي دانشگاه تهران وقتي اعتراف عاجزانه ميكنم به شباهت زياد جنين شتر و انسان بازم پرتم ميكنن بيرون . ميبيني تروخدا ؟ من به درد هيچ كاري نميخورم .

شب ميشه و من دلم تنگ تو ميشه . باز تو مغزم رژه ميري . تو ذهنم رژه ميري . باز تو كل سكوت شب از جلوي چشماي بستم حتي ، هي رژه ميري . تو يه شعبده بازي . كه حتي وقتي پلكامو سفت بهم فشار ميدم كه جز سياهي هيچي نبينم به وضوح ديده ميشي . و اين يعني اميد به زندگيمو بالا ميبري چون حداقل شايد بتونم دستيار يه شعبده باز بشم . توهي منو رد ميكني ، كنار ميزني ولي من عين اون بچه لوسايي كه تو خيابون وايميسن و گير ميدن به هر چيز رنگي اي كه ميبينن از بادكنك تا اقسام آبنبات چوبي و ازشونم متنفرم ، گير ميدم به تو كه باشي ، باشي ، باشي تا تو حرصت بگيره و منو پرت كني اونطرف ولي من بازم گير ميدم ! من هيچي شعر بلد نيستم ، حتي نميدونم كدوم شاعر مال كدوم قرن بوده و آيا شاعره ها درست تر گفتن يا شاعرها يا اصلن حرف كلي يكي بوده يا دو تا بوده يا چندتا بوده . من هيچ بحث درست و حسابيم بلد نيستم كه برات بنويسم و پست كنم به آدرست يا يه سبد گل رز قرمز كه يعني من خيلي عاشقتم . اين لوس بازيارو خيليا بلدن ولي نه تو دوستشون داري نه من بلدشونم . بلد نيستم كه تقديم تو كنم كه تو دلت برا گير دادناي من بسوزه و ترحم كني حداقل . من فقط دلم ميخواد وايسم و انقدر نگات كنم كه از رو برم ، يا تو از رو بري يا هردوتاييمون از رو بريم . اينجوري بهتره . كه هردوتاييمون از رو بريم . مثه بازياي بچگي كه بايد تو چشماي هم زل ميزديم و هركي زودتر ميخنديد بازنده بود . من خندم نميگيره . حتي وقتي زل بزنم تو چشماي تو هم به خدا خندم نميگيره .  من ميدونم از رو نميرم . دو حالت داره يا تو از رو ميري يا هردوتاييمون . اينجوري بهتره .