دو راه هست : غرق کردن یا غرق شدن . فعل کردن ( معنای عام فعل مدنظر است ) چون از شخص فاعل سر میزند معمولن مطلوبتر است . فعل شدن ابهت فعل کردن را از لحاظ قدرت ندارد . اینست که باتوجه به فطرت همیشه قدرت طلب انسانها غرق کردن گزینه برتر است . لذا اگر انسان خودش را در زندگی به طرق مختلف غرق کند بهتر است که توسط زندگی غرق شود . روایات متعددی است . اینکه فاعل و مفعول خداست که قطعن ما هنوز از ته همه جا قبولش نداریم . چون خود وجود دارد به هزار و یک دلیل ( برای اطلاعات بیشتر رجوع به درویش تابنده . آدرسش محقوظ است ) و این نقض غرض میشود . لذا فقط یک روایت دیگر میماند و آن پرداختن اساسی به امر خود .غرق کردن طرق مختلف دارد و پس از ساعتهای طولانی بحث و مشاجره با یاشار ( بی تعارف دپ ترین آدم قرن ) به عنوان روش برتر گزیده شد . از مطالعه فیزیک ، شیمی و سایر تا اقسام هنر ، زبان و سایر ، از رقص و ورزش و سایر تا اقسام رمان و فلسفه و سایر . طرق بسیار متعدد . مطابق هر سلیقه . اما پیش فرض یک نکته ضروریست و آن اینکه وظیفه ی ما در زندگی چیست ؟ چرا ! این چرا منظورم آن چرایی نیست که همه میپرسند . مقصود چراییست که گوسفند انجام میدهد . که کاریست کاملن دنیوی ، مفید و سایر . اینست که با پذیرش این امر که ۹۹ درصد جماعت( خودم اولین نفر این جماعتها اگر بخواهد سوء تفاهم شود ) هنوز گوسفندند ( آن یک درصد هم محض دلخوشی احتمالی ) راحتتر زیست میباید . قصدم توهین نیست ولی اینروزها بیشتر گوسفند یافت میشود و ما در جستجوی آنچه یافت مینشود ، آنم آرزوست ...