وسط شکوه این مهمونی نمیدونم چرا همه بوهای نافرم میدادن .

فکر کردم و هم حس کردم ( این حالت به ندرت پیش میاد که هردوتاییش بشه ) که لزومی نداره بنا بر ایراد از همه باشه . بدون شک مخاطهای بینی من بو میدهند . 

آدما تو مهمونی سه دسته ان : یکی اونایی که بنا به اصرار روزگار میخوان چند ساعتی از همه چی دور باشن .  خلاصه هی میخورن و هی میرقصن . باز میخورن و باز میرقصن . مستی چیز جالبیه فکر کنم !

 

یکی اونایی که هیچی نمیخورن یا یه ذره میخورن و در نتیجه از فردا داستانای گاسیپشون خیلی داغ میشه . من یه دوستی دارم یعنی داشتم که کل زندگیش همین بود : گاسیپ !

یکیم اونایی که انقدر احمقن که نه لذت دسته اولو میبرن ، نه بی معنی ای دسته دوم . یهو قل قل میکنن و وسط کلی شکوه ، یهو به بوی آدما شک میکنن !