من و

آرش ...

صف سفارت انگلیس .

همین طور میریم .

همینطور میرن.

همین طور میریم  .

..........

کوچیک که بودم

کارتونایی که دم  کریسمس میدیدم ،

آرزوم شد یه سال کریسمس خارج باشم.

پارسال محقق شد

و من انقدر دختر خوبی بودم اون موقع

که به جای آرزو پروریهایی که قراره "ان" سال دیگه رو بشه،

داشتم لذت تحقق رویا رو میبردم .

قویترین لذتیه که تاحالا چشیدم

این برآورده شدن رویای لعنتی ...

..........

به نظر من

عشق

هیچ تعریف خاصی نداره .

عشق وقتیه که حس کنی

به جای یکی بود و یکی نبود اول قصه ها

یه قصه میخوای بگی

که شروعش میشه :

یکی بود ، اون یکیم بود .