میگفت قشنگی و زشتی همیشه با همن ، مگه نه؟ زیاد منظورشو نگرفتم ، ولی گفتم : خب چون تو میگی ، حتما آره ! چه قشنگ نوشت : " با تو بوده ام ، همیشه و در همه جا ، با تو نفس کشیدم ، با چشمان تو دیدم ، مرا از تو گریزی نیست ، چنان که جسم را از روح ! و زمین را از آسمان ، و درخت را از آفتاب ، تو دلیل حیات من بوده و هستی ، و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام ، علت بودن من تو هستی . پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است : همیشه با تو ! " چند وقت بعد ، چه زشت گفت : " همه ی حرفام دروغ بود ! " در حالی که با پشت آستینم اون لعنتیا رو که مامانم بهش میگه " مروارید " پاک میکردم ، تازه فهمیدم آره ! ...