چقدر همه چیز فرق کرد
از دو سال پیش تا الان
عیدا
حال و هوا
خونه
تیک تاک
نگاه زیر چشمی به قرآنی که قبولش نداشتم همچین
آرزو
تیک تاک
صدای توپ
بوس
بغل
عید مبارکی
تلفن
از خارج
به خارج
عیدی
مهمونی
آجیل
شیرینی
خونه تکونی
شستن قبر دوست داشتنی ترین پدربزرگ دنیا
بعد دوباره : روز از نو و روزی از نو
...
امسال
توی سوییس زیبا
برام ، سال 88 شروع میشه
پارسال ، عجیب بود ، پر از تصمیم و اتفاق
سختیای خودش
روزایی که تنهایی باید رد میکردم هجوم همه چیزو ..
استرسهایی که شاید ، دوستشون داشتم
هیجان
تکاپو
حرکت
امسال اینجا
سال دیگه
...
یه قرارداد زیبا ، شروع بهار ، شروع نویی
...
یه جرقه ی جدید و با صدایی پررنگتر
:
سلام زندگی
...