تصمیممو گرفتم

آخه کسی نگفت عزیزم

تو رو سننه

.

بشین راضی باش

بتمرگ راضی باش عزیزم

تصمیممو گرفتم

فقط برا راضی شدن حس کنجکاوی جوششیم

ترازو نگفت

کدوم طرف سنگینتره

و من

عین یه عالمه جاهای مهم دیگه

هی واسه خودم تصمیم میگیرم

هی تجربه میگیرم

عین انتخاب رشته ی کنکور که مسخره بود

هی آدم نمیشم

دیروز

داشتم میدیدم از دخترونگیم فاصله گرفتم

پشت کردم به خیلی چیزا

که خیلی چیزای دیگه کنم

که نفهمیدم

این خیلی چیزا بهتره

یا اون خیلی چیزا

اما به هرحال

زمان و مکان

دو تا بعد غالب زندگیمونه

که چه بگیم نیست ، چه بگیم هست

،

هست .