واقعیت ، از حقیقت دور و گم شد

که نه فالهای حافظ

نه کمک لام

نه حس ششم

کمک نکرد

شماره ی قرنها که بالا میرود فرق واقعیت با حقیقت هم بزرگ تر میشود

یادم میرود گاهی قرن چندم است

این قرن مدرن تکنولوژی 21 را هی یادم میرود .

باید قاب بگیرم یک 21 بزرگ را در اتاق جدید آینده کنار پرچم ایران

کنار بیت های مورد علاقه ام و یک نقشه ی بزرگ زمین ،

یا شاید کره اش را آویزان کنم به سقفم

که شبها وقت خواب

هیجان زمین و گردیش را هم یادم نرود

بعد چند تا جام و اینها بگذارم کنار کتابهای بهینه سازی حمل و نقل

سر و کله بزنم گاهی و گاهی نزنم با این انسانها و این تضادها

یک ساز هم لازم دارم

خیلی کارها دارم هنوز

روحم باید بزرگ شود

آرامش باید قورتم بدهد

دستهایم باید کلی بهتر بنوازد و بنویسد

چشمهایم باید بیشتر ببیند

قلبم باید عشقهای متناسب قرنی را بچشد شاید

هنوز باید تجربه پیرم کند

کسی چه میداند

شاید دهها سال دیگر آتوسا فالاچی ای چیزی شدم

!