امروز اعصابم خرد شدا ... ولی خب ... طوری نیست...به جاش 2 تا چیز قشنگ خوندم ... خوشم اومد ، گفتم : بزنمش اینجا ....
" بگذار چیزی باشم ...
اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی ، زمانی از آن تو باشم
و اگر نمیتوانم گاهی ، زمانی از آن تو باشم
بگذار هروقت که تو می گویی کنار تو باشم
و اگر نمیتوانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم
و اگر نمیتوانم عشق راستین تو باشم
بگذار باعث سرگرمی تو باشم
اما مرا اینطوری ترک نکن
بگذار در زندگی تو دست کم چیزی باشم ... "
شل سیلور استاین .
این یکیم مال لورکا هستش
" تق تق !
کیه ؟
پاییز .
چه می خواهی ؟
خنکای گونه های تو را .
نمی دهم .
من می گیرمش .
تق تق !
کیه ؟
باز هم پاییز ."