سرزمینم درد دارد

من درد دارم

تو درد داری

ما درد داریم

سرزمینم بیمار است

من بیمارم

تو بیماری 

ما بیماریم

سرزمینم گرفتار است

تو گرفتاری

من گرفتارم

ما گرفتاریم

تلخگویی نیست 

اما دکترها هم نسبیند

من دکترهای بیمار زیادی را میشناسم این سر شهر که مادر و پدرهایشان روزی صدتا اسفند به بهانه ی سلامتیشان دود میکنند

که بیمارند

که بیماریم

با رعایت اصول خوشبینی

سوء تفاهمیست این سلامتی ها