چند روز پیش تو یه جلسه ای بودم

بعد یه استادی بود دکترای کامپیوتر و دکترای روانشناسی داشت

بعدش راجع به فیس بوک یه ساعت حرف زد

بعد راجع به حضور فعال ایرانیام حرف زد

بعد یه ضرب تقسیم کرد ساعتا و وقتایی که توشیم

+ اطلاعاتی که وارد ذهن میکنه

بعد یه ترازو کشید پای تخته ، گفت ببینیم حجم اطلاعات + نسبت به - چقدره

رده ی سنی افراد بیست تا سی سال بودن و دانشجو

بعد اولش راجع به عکس بود و اینا که آدما عکس میذارن ، بعد مثلن هر دو هفته یه بار عوض میکنن ، که بقیه بیان پیام بذارن بگن که خوشگل اینا

بعد خود آدمه که عکس گذاشته بره بگه مرسی ، بعد یه سری پروفایل آورد آماراشو داد ، ما هممون میخندیدیم ولی حالمونم بد بود

بعدش استتوسا بود ، بعد اینکه یکی میره تو کار یکی دیگه اینا ، لایک و داستانا

و چقدر باعث خودنمایی ایناس تو یه سری کشورا ، حرفاش همه با آمار و عدد بود

بعد اسم ایرانم توی پرده گفت

بعدش گفت که مرکز جمع آوری اطلاعاته همه هم هست

بعدش من رفتم توی فیس بوکم

۶٨٠ تا دوست داشتم که آشنا بودن یعنی الکی اد نشده بودن

بعد رفتم روی صفحه ی همه

حدودن ٧-٨ ساعت شد ، عکسای پروفایل و تناوب عوض شدنش و کامنت و والها رو دیدم

وسطش البته استراحتم دادم

حدودن ٣٠٠ تا عضو فعال بودن

چون میخواستم ریپرت شخصی بدم به آقاهه از صفحه ی خودم و دوستام

یعنی میخواستیم آمارگیری کنیم

بعد باید ١٠ تا از دوستامو انتخاب میکردم ، نمودار فعالیت ایناشونو میکشیدم توی دو سال گذشته ( اونایی که بیشتر از دو سال بودن تو فیس بوک ) ، استتوس ها و لینکا و عکسا و اینا

بعدش من ۵ تا دختر انتخاب کردم ۵ تا پسر

از دوستایی که میشناسم اینا

پدرم در اومد آمارگیری جالبی بود امما

هی والشون رو میرفتم پایین ، دو سال ، بعد روند و یه سری شاخص بود اندازه گیری میکردیم نمودار میکشیدیم

تازه اطلاعات فعالیت رو صفحه ی دوستای دیگشونم نداشتم

مثلن یکی رو دیوار یکی مینویسه ، یکی دیگه میره جواب میذاره ، بحث میشه ، رو وال بعضیا بحثای عالی ای بود ، تک و توک ، رو دیوار بعضیام خنده و اینا ، کللن انگار سرگرمی شده

هاها

بعد البته نامردیم نکردم  خودمو از قافله جدا کنم ، پیج خودمم دادم یکی که زیاد نمیشناخت منو تحلیل کنه

هاهااااااا

بعدش نتیجه ها رو بردیم و اینا ، باهم مقایسه کردیم

بعد استاده نظر داد و بحث فعالی راه افتاد

تهش فهمیدیم میشه آسیب شناسی فرد و اینا کرد رو اعضای فعال فیس بوک ، عقده ها و تیک و توکا و اینا

بعد من اومدم خونه با این فیس بوک کیوسک یه بیست باری حال کردم

دمش بازم گرم چی خوند

حالا بی تعارف بگم ، هرچیزیم یه فرهنگی میخواد

این شد که اونایی که دیدیم فرهنگ استفاده به جا نداریم و حجم اطلاعات بی فایده ای که وارد ذهن میشه زیاده

غیرفعال کردیم

کللن قضیه ی کلیک کردن رو دوستا ، قضیه ایه

یعنی وقتی آقاهه تحلیل میکرد من دیدم عجب قضیه ایه توی دراز مدت یا حتا کوتاه مدتشم

بعد به جاش وقتشو گذاشتیم رو تمرین کارای واقعی تر یا خوندن این همه اطلاعات چرب

بعد از دو هفته ، حالمون یه جوری شد

خلاصه ، خیلی جالب بود

میتونم بگم جالبترین آمارگیری ای که کرده بودم

و اینکه آدم خودش به خودش ارزش میذاره که چه اطلاعاتی وارد مغزش کنه

اصولن واقعن اینه که اپه ۵٠% آدم حتا ژنتیک باشه ، ۵٠% دیگشو خود آدم میسازه

اختیار و این داستانا

اصولن ، عاشق تلفیق مهندسی با درسای علوم اجتماعیم

دینامیکترین سوژه ی تحقیق و کاره