گرچه ...

گفته بودم رشدمون صعودیه چون آمار افسردگی و خودکشی و طلاق صعودیه ...

ادعا میکنین بهترین کاره ، نمیدونم چرا اصلا فکراتونو دوست ندارم و نیز قبول ...

.....

دو عکس انتخاب کرده ام

دختری پشت بند درخت

پسری روی تاب درخت

صفحه ی بعد ، هر دو خوشبختند .

.....

برگ آخر

درخت خشک

رخت خشک

خیس گریه آلبوم

.....

صفحه ی وسط خالی

دو عکس

هرگز درون آلبوم نرفتند

.....

اگه بلد نیستی ، جراتشو نداری ، یا بهتر بگم لیاقتشو ، چرا همچین عهدی بستین؟

یعنی اونقدر ضعیفیم که نتونیم یه عهد جدیو نگه داریم ؟ من که نمیخوام!

بهم مربوط نیس زیاد یا شاید هنوز دهنم بوی شیر بده واسه این حرفا ، اما دوتاییتون دروغگوهای ماهری هستین ، تبریک ...

و بابت این غرور چرت هم تبریک ...

یه کمی که میشه راه اومد ، نه؟

نه حرفاتون و نه فکراتون ...

احساس راست تری داشتم به هردو ،

گاهی ما آدما انقدر تنبل میشیم که بین هزارتا راه آسونترینو برمیداریم که شاید اشتباهترین نیز ...

هر جور راحتین ، اما خیلی ناراحت شدم ... حیف شد

و شاید هم دلیل این باشد که : ابتدا عاشق شدین و بعد شناختین که باید برعکس ... کاش جور دیگری بود ...

متاسفم ... از تلخیش حالم به هم میخوره ، میدونم که هردو ادعا دارین شیرینه ...

متاسفم ... اه زندگی بابا نکن اینجور ، قلبه ، سنگ نیست که .

و ... باورم نمیشه !