دیروز

 مردی مرد

که هنوز ستاره اش سوسو میزند

دیشب زنی

نوزادی زایید

بی ستاره

امروز مادری

کودکی مرده به دنیا آورد

با ستاره ای درشت

بر پیشانی

فردا زندگی

چقدر آسان نیست .

................................................

 

امشب ویر نوشتنم گرفته !!!

آخه جالبن آدما به جان عزیزترینم وقتی آدم حوصله کنه دقیق بره تو بحرشون ، میبینه ...اووه که چه خبره ... بعضیاشون با مسخره ترین و پیش پاافتاده ترین حرفا و حرکات اونقدر میخندوننت که دل درد میگیری ، بعضیا الکی الکی سر هیچ و پوچ علاقه مندن به ایجاد ناراحتی .

 بعضیاشون انقدر پست و کثیف و عوضین که اصلا شوکت میکنن ، بعضیاشون انقدر خوبن که هرکار کنی نمیتونی گیر بدی.

  اینکه میفهمی چقدر چهره و ذات میتونن مخالف باشن ، یا حرف و احساس یا رفتار و پندار ، خب کلیه دیگه !

آخه جالبن دیگه اوناییشون که از دور کلی رنگارنگن بعد تا میری جذب رنگ بشی میخوری به هیچ و پوچ ، خیلی هم بد نیس ، مثل یه بازیه،  بعضی وقتا هوشمندانه، بعضی و قتا احمقانه ، بعضی وقتا عقلانه ، گاهی هم احساسانه ، بعضی وقتا منفورانه و گاهی هم عاشقانه ،  سعیو میشه کرد حالا برد یا باخت ... بیخیال!

 دلم میخواد یه مسافرت طولانی ... حیف که فعلا نمیشه