یا رب !

یعنی مِی ، پِی اینا رو بده

ساقی خوبم بدی دستت درد نکنه واقعن

جام و اینام که کللن هرچی بدی دستت طلا

غم عشق و این داستانام بسپار به وقتایی که با ساز تنهام ، حالش بیشتره

بیزحمت ساقیِ شاد هم رو افزون بفرما

اصولن هم

 مقادیری بسیار بیشتر صبر بده که ز غوره حلوا سازم

یعنی همیشه

وقتی یه صفحه ی کتاب ورق میخوره میبینم چه آسون باید ورق میزدما

اما وقتی دارم ورق میزنم نمیدونم چرا ششصد بار استخاره میکنم

خلاصه که دستت درست

یه بیست سال اول عمر بی می گذشت

بیست سال دوم رو با می و ساقی و سردرمونم خودت بگذرونیم

به جان تو ، من هرگهیم میخورم همیشه به یادتم

میخوام بدونی که همیشه یادتم حتا وقتیم گه میخورم خجالت زده به یادتم

خلاصه که یا رب !

ما رو داشته باش

که خرابتم از بیخ