- سلام .

با یک کادوی قشنگ : لبخند . چشمهای قهوه ای درشتش ، نافذ است . آنقدر که من ِ زن ، در آستانه ی چهل سالگی ، از شادی این قلب بی قرار خجالت میکشم . سرم را پایین می اندازم . امان از این چشمهای منحصر . شیک پوشیده : پیراهن آبی ملایم با راههای ریز عمودی سفیدش را توی شلوار طوسیش گذاشته ، یک کمربند کرم هم رویش بسته . شکم هم ندارد که بسیار برازنده ی قد بلندش است .

+ سلام  ، بفرمایید ، خوش آمدید .

توی این پاکتهای کاغذی برایم یک شیشه آورد . یک شیشه انگور ِ چند ساله . 

+ چرا زحمت کشیدین ؟ 

میخواستم بگویم خودتان انگورید ، گفتم یکهو برداشت اشتباه میشود . امان از این سوء تفاهمها ، که دلم ، خون است .

- خواهش میکنم ، قابل نداره . به به ، چه منزل قشنگی .

+ با کفش بفرمایید . 

- مرسی .

+ چایی میخورید یا انگور ؟

- انگور .

+ انگور .

انگور را باز میکنم ، خوب دم کشیده . آرام آرام میریزم توی ظرف . صدایش را ، متانت جاری شدنش را دوست دارم . متانت ِ بی هوا نیست . انگور ِ متین ، جنس خوبیست .

- خب ، اوضاع احوال ؟

+ همه چیز خوب است ، مشغول درس .

- ای بابا ، درس که نشد مشغولیت .

+ بله ، کللن مشغول خرید و شستشو و چند تا چاق سلامتی تکراری و اینترنت بازی .

- این عکس خودت است ؟

+ بله .

- اصلن شبیه نیست .

+ چرا خودمم .

- نه .

+ چرا .

- جدی ؟

+ بله . سایه و آفتاب قاطیست اما خودمم .

- هزار الله و اکبر .

+ کدامش ؟

- خب ، دیگر چه کارها میکنی ؟

+ هیچی .

- هیچی هیچی ؟

+ شما چه خبر از اوضاع و احوال ؟

- مشغولم .

+ مشغول چی ؟

- مشغول ِ شما .

استرس میگیرم . میروم توی آشپزخانه . میگویم : در آستانه ی چل چلی خجالت بکش زن . این استرسهای احساسی ، مال ضربه های عشقی به قلب است مال دوران جوانی یا مال یائسگیست . جوانی که رفته ، تا یائسگی هم که مانده . پس این چیست ؟ وسط این دو بازه هم که همه ی مردها تکراری بودند . میآیند بازی میکنند ، چند تا حرف گوگول میزنند ، بعد تو هم چند تا بازی میکنی . خیلی فرقی ندارد . اما آنجا که بازی نیست دوجاست : یکی همان عشقهای خالص جوانی ، یکی هم یائسگی . 

- زحمت نکش . کمک نمیخوای ؟

+نه زحمتی نیست . الان میام .

- به به ، لوبیا پلو . غذای مورد علاقه ی من . دیگه از خدا چی میخوام ؟

+ بفرمایید ، سرد میشه .

- یه سی دی از کارهام براتون آوردم اگه دوست داشته باشی موقع شام بذارم نظرتو بهم بگی .

+ اُه ، چه عالی ، حتمن .

شام + موزیک .

- دستت رو بده به من .

قلب ، جوون مونده لعنتی . جوون مونده .

- با من همراهی کن . خجالت اینا هم نکش . عالی میشه . خوشحال میشی آخرش .

+ آخه اجازه بدین ، اینجوری نمیشه ، قبلش یه سری چیز لازمه .

- سخت میگیریا ، شما خانوما ، همیشه سخت میگیرین .

+ نه ، من الان بیشتر منظورم اینه که همه چی از رو اصول بره بهتره . من ، اینطوری خجالت میکشم . خوب ، دل نمیدم به کار .

- شما دستت رو بده ، من نشون میدم بهت همه چیز رو .

- کلید برق کجاست ؟

+ توی تاریکی ؟

- توی تاریکی .

+ نمیشه که ، من نمیبینمتون اونوقت .

- لازم نیست منو ببینی . چه پوست لطیفی .چرا انقدر سردی ؟

+ متولد دی هستم .

+ من خجالت میکشم .

- ای بابا ، جز من و تو که کسی نیست اینجا . از من خجالت میکشی ؟ به چشمام نگاه کن . من آدم راحتیم . اصلن خجالت ندارم .

- خیلیم عالی ، نور که نیست ، ما هم که اینجاییم ، لمسش کن . بنوازش . 

+ ببخشید اگه بد شد ، من ، خیلی وقته تمرین نکردم .

- بزن : یک ، دو ، سه ... مسافر ِ ایستا .

 http://www.youtube.com/watch?v=MKBwku-PsPY

....

+ زدیم ؟

- نواختیم .

- سخت نگیر انقدر . چند ساله میخورم ؟

+ سی و پنج اینها .

- کمی بالاتر .

+ چهل ؟

- نه ، شصت . باور میکنی ؟

+ نه .

- من دیرم شده . تا فردا میوه و سبزی و آب زیاد بخور . حرص هم نخور  . دوستهایت ...فردا با بهترین دوستهایت باش. شام ِ خوبی بود . مرسی . خوب تمرین کن . میخواهیم ضبطش کنیم . موهایت را هم زرد کن . میخواهیم فیلمش کنیم . شب بخیر .