.....

ما ، اینجا ولوییم . میچرخیم . کار ، میکنیم . یا شاید هم ، ظاهرن ، مثلن ، کاری میکنیم . بعد ، لِنگهایمان آزادِ آزاد است که متر کند تمام خیابانهای شهر را ، سری به کنسرتها بزند ، جلو و عقب بردارد قدمها را به عنوان رقص ، نیم ساعت یا چهار ساعت و برقصد که به یادآورد یا برقصد که فراموش کند . همگام شود یا بیگام شود . بدود یا بایستد یا هِلِک هِلِک قدم بزند آسفالتها را ، چمنها را . ما اینجا ، موبایل داریم ، مسنجر داریم ، فیس بوک داریم ، اووو داریم ، اسکایپ داریم ، گوگل داریم با خیلی چیزهای دیگر که اگر خواستیم چیزی بخوانیم یا فکر کنیم یا به اراده ، به دوستی بگوییم ، بشنویم ، بخندیم ، ذوق کنیم یا هر فیلمی را ببینیم یا هر تماسی خواستیم با هرکسی که خواستیم بگیریم . پول داریم ، که بلیط بخریم ، که برویم ویزا بگیریم ، که با دوست داشتنیهایمان سفر کنیم ، ذوق کنیم این بودن را و این جوان بودن زیبا را . ما اینجا کتابخانه داریم ، سینما داریم ، کلابهای چیز دخترانه یا پسرانه داریم ، کلابهای غیر چیز داریم ، نوشگاه داریم ، کافی شاپهای رنگارنگ داریم ، تراس داریم ، گالری داریم که هروقت بخواهیم به هرکدام برویم . ما اینجا ، رودخانه داریم ، چمن داریم ، یک قبرستان فوق العاده زیبا داریم که میشود تویش با مرده ها خندید و پیک نیک کرد . ما اینجا هرچه بخواهیم میتوانیم بگوییم و هرکاری بخواهیم میتوانیم کنیم . مثلن مُد است مرتبن لایک و دیس لایک کنیم ، و تزهای کرسی شعر را فقط به سان فاحشه که صرفن فقط میدهد ، بدهیم . ما اینجا ، خیلی آزادیم که خیلی بگوییم ، ولی معمولن دربندیم ، در بند درس ، کامپیوتر ، زندگی سگی به اصطلاح خودمان . با اینحال چیز زیاد میگوییم ، چیز زیاد میزنیم . ما آزادیم ولی . واقعن ، آزادیم .

....

چند سال است مدها عوض شده . مردهای خوشگل به مردهای خوشگلتر غلاقه پیدا میکنند ، دخترها هم دخترها را اونجوری دوست دارند . روشنفکرها هم از روی میز خوشگلند ولی از زیر میز پا لگد میکنند و نیشگون میگیرند  . عشق تاریخ مصرف دارد  . مد شده که هرچقدر بیشتر به ت..مت نباشد ، راحتتری . خوشبختتری . اصلن مد شده که میگویند لپ کلام خیام این بوده که همه چیز به تخ...ت باشد . مد شده که قیصر از " لیلی " بخواند یا سینا حجازی در نقش مجنون باشد  . مد شده که آزادی این باشد که آبجو بخوریم ، دید بزنیم ، کوفت بخوریم ، دید بزنیم ، دختر بزنیم ، پسر بزنیم ، مد شده که اینها آزادیست . اصلن ، اینها جوانیست ، اینها دقیقن جوانیست . یعنی ، مد شده که اینها جوانی باشد ، کمیت و نه کیفیت . از آنطرف مد شده گراز ، بیرون قفس باشد و خرناسه کند و سیمرغ که نه ، سیمرغها ، ماهها توی سیاهی باشند ، که نه پاهایشان ولو باشد ، نه رنگ ببینند ، نه اصلن کسی ، چیزی ، صدایی ، لمسی ، چمنی ، آسفالتی . مد شده که گرازها ، مدل زندگی بشوند و سیمرغها انقدر دور و انقدر مقدس غیر قابل درک شوند که آدم بترسد طرفشان برود . مد شده که ما کم کم گراز خوش پوش شویم . مد شده که آزادها آنها باشند ، اسیرها هم آنها باشند .ما آزادیم ... ما آزادیم  ولی ،اسیریم ...