زمستان ، بای بای میکند

تابستان ، های ، میکند

زمین میچرخد

فصلها میدوند و میآیند

وصلها میروند و میآیند

زمین میچرخد

هواپیماها دل میکنند

اولش ولی وقفه میکنند

بعد شتاب میکنند و میروند

چند متر آنطرفتر خسته میشوند و میمانند

بعدترش ، باز ، میروند

تو میآیی و شعر میشوی

تو میروی

او میآید و قصه میشود

من میروم

ما میرویم و میآییم

رقصان و خندان و شادان

دلگیر و غمگین و آهان

ولی چه روی زمین 

چه توی قبرستان

چه وقت پرواز بر آسمان

زیبایی ، بر ما میماند

زیبایی ، با ما میماند

زیبایی ، در ما میماند

 نه ... زیبایی ، میماند

بدون هیچ حرف اضافه ای .

.....

مونترال / یک مرداد 2011