خانوما رو میره بالا و میاد پایین این دوربین ، این همه  فَشِن دیگه رو این فرش قرمز غوغا میکنه . دور اون میزا ، اون همه تجربه و هنر آزاد تجربه شده وول میزنه . با اون قیافه ی ایرونی پر معنی ، وقتی مدونا اسم فیلم رو میگه بلند میشه و خیلی موقر میره اون بالا . یه چیزی بیخ گلومو فشار میده و یهو میجهه بیرون . مدونا میگه ایران . میره اون بالا نه به زنش نه به مامانش نه به باباش و نه به دختراش که به مردم ایران ... که به مردم ایران میگه . جایزه رو میبره . اشک شوق میریزه . فیس بوک میترکه . همه ذوق میکنیم . جیغ هوار .. های و هوی و هورررررا . ما بردیم . ما خفنیم . ما عالی ایم ..

اصغر فرهادی دوستت داریم . به خاطره اشک شوقی که سالها از چشم ما دور بود و اینجوری دادیش بهمون خیلی دوستت داریم تو این غروب یکشنبه ای دیگه غم غروب جمعه ها نبود . 

همه چیز نسبیه . حتا جدایی ... که اینجوری مارو خوشحال کرد ..

مرسی از این حس افتخار بیرون مرزی که لولوندی تو ما . مرسی از بودنت .