7 ضربدر 365 ضربدر 24ضربدر 60 ضربدر 60 ثانیه گذشت

و او هنوز سر نقطه ی اول بود

و من حتا همانجا هم نبودم

تازه داشتم از فضانوردی برمی گشتم و از آن بالا دیده بودم

که فقط یک نقطه ی اول وجود ندارد

نقطه های زیادی می توانند نقطه ی اول باشند

و بعد خط بشوند

پیوسته یا گسسته

یا غیرخط بشوند باز هم

پیوسته یا گسسته

من فرود آمدم

یعنی سفینه نشست بر زمین و من فکر کردم که خوب است پیاده بشوم

لباسم را در آوردم

تلفن را برداشتم و شماره اش را گرفتم

می خواستم پیشنهاد بدهم که شب را با هم بگذرانیم

 به کردن چیزی

 به گفتن چیزی

یا شنفتن چیزی

یا خوردن چیزی

یا هرچیزی که پیش بیاید

گوشی را که برداشت

صدایش از همان نقطه ی اول می آمد

نشسته بود

فلج نبود

کر و کور و لال هم نبود

ولی نه راه می رفت نه می دید نه حرف می زد نه می شنید

خسته بودم

آن بالا

نقطه های اول زیادی را دیده بودم که می توانستند خط بشوند یا نشوند

لااقل شکل بشوند

نقطه هایی که می رفتند می آمدند حرکت می کردند و نمی نوشتند

و او هنوز همان نقطه ی اول بود

فقط می نوشت

دردسرتان ندهم

فضانوردی کار جالبیست

خدا قسمت کند

همین طور داشت می نوشت

خندیدم مینوشت

گریه کردم می نوشت

داد زدم می نوشت

می نوشت

تمام قلم هایم را شکستم

تمام کاغذهایم را پاره کردم

و رفتم فیلم اینتاچبلز را دیدم

حالم عالی شد

زاویه ی دید

زاویه ی دید

زاویه ی دید

دتس ایت