من ندیده بودمش ولی دیده بودمش. من نبوسیده بودمش ولی بوسیده بودمش. من دستاش رو نگرفته بودم ولی گرفته بودم. من چشماش رو ندیده بودم ولی دیده بودم. 

اون دستامو نوازش نکرده بود ولی کرده بود. اون آرزوهای جاه طلبانه ی منو ندیده بود ولی دیده بود. اون برام نخونده بود ولی خونده بود. اون نگاهم نکرده بود ولی کرده بود.

من بغلش نکرده بودم ولی کرده بودم. من باهاش قهوه نخورده بودم ولی خورده بودم. من دست تو دستش راه نرفته بودم ولی رفته بودم. 

اون برام شعراشو نخونده بود و نخوند. اون سرشو نذاشت رو پاهام تا خوابش ببره و نبرد. اون برام انگلیسی حرف نزده بود و نزد.

من براش غذا درست نکردم و نکردم. من باهاش غذا درست نکردم و نکردم. من پیشش نخوابیدم و نخوابیدم. من باهاش کتاب نخوندم و نخوندم.

من بی خودی ریاضی نمی خونم. من نشون می دم زمان همیشه جلو نمی ره. زمان عقب می ره. زمان جلو و عقب می ره. 

بیا . برو. بیا. برو . ما تو زمان شناوریم. جسارت نمی کنم نه.. من در زمان شنا می کردم از قبل از تو. من در زمان شناور شدم از بعد از تو.