وقت برای فکر کردن خیلی زیاده ، اما نتیجه ی فکرا چی ؟ بعضی سوالا که زیاد تو زندگی این دنیا جواباشون اثر نداره رو آدم میتونه ببوسه و بذاره کنار ، اما یه چیزایی هس که هرچقدرم روزمرگی بخواد حواس آدمو از اونا پرت کنه ، بازم به قوت خودش باقی میمونه . مثلا چرا آدمایی که وجودشون به تنهایی الگوی عشقه و زیبایی و حرفاشون حتی میتونه بعضی آدما رو کلی دگرگون کنه ، تو روابط خودشون کلی مشکل دار میشن ؟ چرا تنها میشن ؟ آدمایی مثل فروغ ، کوندرا ، لورکا میرسن به ته یه بن بست سخت ؟ چرا با آدمایی از جنس خودشونم مشکل دار میشن ؟ چرا بعضی آدما نمیخوان که آدم فکر کنه ؟ چرا بعضیا تموم فکرشون میشه خندیدن به اون پسر چاقی که پاش پیچ خورد و افتاد زمین ؟