این یه نوشتس ، نه مال من ، که هدیه از یه دوست عزیز به یه دوست دیگه ...

 

اطرافت را که نگاه کنی دهان است که میبینی! دهان ها باز و بسته می شوند ، باز می شوند ، بسته می شوند ... انگار در مسابقه ای تنگاتنگ.

دهان ها باز می شوند ، صدا می پراکنند ، بسته می شوند. باز می شوند ، گاز می گیرند ، بسته می شوند. باز می شوند ، دندانها برق می زنند ، بسته می شوند.

جهان مسابقه است، مسابقه باز و بسته شدن دهان ها ، به هر دلیلی ، بی هیچ دلیلی حتی!