همان دوستهای ساده ی بی خرده شیشه ، همان روزهای شیطنتهای کودکانه ، ترقه های چهارشنبه سوری ، بچه بازیها ، بی تجربگی ها ، همان راست بودنها و ساده بودنها ، ساده بودنها و راست بودنها ...

که تکرار نشدند ...

که تعریفهای ساده ی زندگی بودند و من نمیدانستم ...