دیازپام ندارم، سیگار ندارم ، نپرس که فاتحه ی چیزای دیگه داشتنم هم خوندس ... هیچ ندارم ... سرت درد نگیره، چشمات نسوزه ، بغض نکنی ، درد نکشی ... هیچ ندارم ... وقتی تصمیم گرفتم از پیچیدگیا خودمو خلاص کنم تازه فهمیدم که دارن تبدیلم میکنن به یه مساله یOR با یه عالمه محدودیت ، خودشونم نمیدونستن که قراره ماکزیمم شم یا مینیمم ، هدف فقط مدلسازی بود ...

سرم درد گرفت ، به زور داشتن میچپوندندم تو صورت مساله ، ولم کنین ، گفتم که ، من صورت مساله نیستم ... اینبار  اما نوبت تو بود که بگی دیازپام نداری ، سیگار نداری ...

طول کشید تا جواب شدیم ، از هزار تا صافی ردمون کردن یا رد شدیم ؟ ...

 ... جواب شدیم ، محدودیتها در حین حل پاک شده اند ، یه الگوریتم ساده شد نتیجش ... سرم درد نمیکنه ، چشام نمیسوزه ، آلودگی هوا رو نمیفهمم ، درد ندارم ، بغض هم ندارم ...

حاضر نبودم سیگار بشم ، چون چند تا پک عمیقت منو تموم میکرد ، یا دیازپام که فقط واسه چند ساعت آرومت کنم  ...برام مهم بودی ، برات آرزوی یه آرامش بزرگتر داشتم ...

دوست عزیز من ، اینجا راه حل از یه جنس دیگس ، بوش رو بشنف ، میدونم ... که تو هم صورت مساله نیستی ... که وجودت جدای از هر محدودیتیه . سعی کن ... الگوریتم شدن خیلی هم سخت نیس ... فقط یه کمی صبر میخواد ... جواب شو ، اونوقت دیگه چشات نمیسوزه ، سرت درد نمیگیره ، بغض نمیکنی ، درد نداری ، حالت به هم نمیخوره ... دیگه دیازپام نمیخوای ، سیگارم نمیخوای ...

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tis tis

چشمک يه ستاره باعث شد طلوع خورشيد نبينی

Liar

الگوريتم شدن که محدود ميکنه...

((خاکسترینه))

آسمان سربی رنگ ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ ، می پرد مرغ نگاهم تا دور ؛ وای ، باران ؛ باران ، پر مرغان نگاهم را شست …

((خاکسترینه))

شايد اين بارهم چاره کار سيمپلکس اصلاح شده باشه ؛ تو چه می دانی ؟! ...

alone

سلام.اپ کردم..منتظرتم.ميشه لينک شمارو بذارم تو وبلاگم؟

شازده کوچولو

فکر می کنم اين پنجمين يا ششمين باريه که دارم ميام سياره تو و اين نوشته تو می خونم.... اما نمی دونم چرا نمی تونم چيزی بگم..... اين رو نوشتم٬ چون دلم نمی خواست فکرکنی که سياره تو نميام و.... چه می دونم! اينم بی خود نوشتم.... خودت که می دونی که...

محسن داودي

من صورت مسئله رو گم کردم . اين خاک سيگار هام که اجازه نميده لامصب . زندگيمو بدجوری کثيف کرده

شازده کوچولو

خيلی گذشت تا فهميدم که توی هيچ فرمولی جا نمی گيرم.... اونوقت بود که ديگه واسه حل شدن٬ بی قراری نمی کردم...

حسين

راستي حل كردن الگوريتم خيلي سخته... اگه اشتباه نكرده باشم... موفق وشاد باشي... .

........

کجايی تو ؟ پس چرا آپ نميکنی؟ از بس اين نوشته ی عجيبتو خوندم حالم يه جوريه ....