هی ...

از چند سال پیشا یادمه که همیشه از اون تیک تاک ساعت بدم میومد ... نمیدونم چرا گاهی آدم از یه چیزایی الکی بدش میاد ...خب شاید چون آدمه !

حالا چند وقتیه که دیگه زیادم ازش بدم نمیاد ، نمیدونم ، حتی میشه بگم دوسشم دارم . یه جورایی خودمو یادم میاره . یه جورایی چیزاییو که فکر میکردم سخته رو برام آسون میکنه . خب ...آره ، خیلی چیزاییرو که دوست نداشتم برام عادت میکنه . دیدن کسایی که خوشم نمیومد ببینمشون ، درسایی که دوست نداشتم بخونمشون ، قانونایی که ازشون متنفر بودم ، شخصیتهایی که واسم بی معنی بودن ، خاطراتی که برام زمانی مهم بودن با خیلی چیزای دیگه .

زمان بامزس ، در عین حال بعضیا رو برات کمرنگ میکنه و بعضیای دیگرو پررنگ .

میذاره این حس بهت دست بده که انگار بزرگتر شدی ، انگار یه کمایی بیشتر از چیزای مهمو داری میفهمی .

زمان گاهی خوشمزس مثل چایی که شیکرو حل میکنه ، بعضی چیزارو خوب واست حل میکنه .

میذاره گاهی وایسی ، نفسی تازه کنی ، یه سر برگردی عقبو نگاه کنی ، گاهی حس کنی با همه ی چیزایی که دیدی خودتو دوس داری ، و رفتارتو و فکراتو و احساساتو ، خیلی حس قشنگیه که خودتو دوس داشته باشی چون اون موقع دوس داشتن بقیه خیلی هم آسون میشه . زمانو دوس دارم چون میذاره که سختترینا و نحسترین روزا واست تموم بشن .

حالا بی خیال که از خیلی خوشیای بچگی دورت میکنه ، شاید میخواد ازت که زبل باشی و جایگزین پیدا کنی ...

فکر که میکنم میبینم ، آره خیلی لوسه که همیشه تو یه دوره بمونی ...

آدما رشد میکنن و رشد میکنن با سرعتای متفاوت ولی ... تهش ... همین زمانه که میذاره همه بشن یه روح و بعد ...

اووم ... چه فکر لذت بخشی ... همه به وحدت ... بعدش چی ؟

دیگه نمیدونم...

حالا دیگه کم کم تیک تاک ساعتو دوس دارم ...

تیک تاک ...

تیک تاک...

/ 6 نظر / 4 بازدید
........

اين روزا دلم خيلی گرفته ، کاش ميشد آرومش کنی تيک تاک خانوم!

ye dash mashdi

آبجی خودمی و ماشالله قشنگ مينويسی ،ببينم آبجی از اين مدلا مينويسی که آدم ميخواد بگه ای داد راس ميگی ، اون متن قبليتو اون نوشته هات عجب طنزی بود آبجی ، به خدا خوندم رفتم تو خودم ، گفتم ای عجب ، ميدونی آبجی تو روز اکثرمون چرت و پرت ميگيم حالا يکی پيدا شه گل بگه ديگه الحق که آبجيه! ميدونی گاهی تحمل واسه ما و سيبيلمون سخت ميشه ، آبجی کل وبلاگتو از سرتا ته خوندم ، صدآفرين ، دنيای لجنزاری شده ، از ته دلم قبول ، اما تو هم خوب فکر ميکنی ، ما چاکرتيم آبجی.

aidin

لامصب بعضی وقتا تيک تاکش خيلی کنده . اون موقع که غمای بزرگ هست ، اون موقع که عاشقا ميخوان حرفشونو بگن اما نميتونن و ......

محسن داودی

نميدونم .. يه حس غريبيه .. شايد يه روز به جای تيک تاک زمان هم تاک تيک کند . تاکتيک ... موفق باشی

sina

منم از تيک تاک ساعت بدم ميومد. به نظرم يه چيز يکنواخت بود. اينقدر بدم ميومد که حاضر نبودم توی اتاقم ساعتی بذارم که تيک تاک داشته باشه!!!! يه روز مامانم به زور مجبورم کرد به ديوار اتاقم يه ساعت وصل کنم! چند وقتيه به صداش عادت کردم.. نمی تونم بگم ازش خوشم مياد٬ چون هنوز به نظرم يکنواخته.. ولی ديگه ازش متنفر نيستم!!!

ghazale

بابابخیال خیلی باهال بود اسلن وقتی خوندم رفتم تو هس چاکریم .......................................