سلام

آخ آخ آخ ... شوق دیدن نیش باز مامان از پشت شیشه ، خنده ی بابا ، گل به دست خواهر و برادر از پشت شیشه، شوق به آغوش کشیدن و بوسه بارون کردنشون

...

آخ که ذوق دیدن دوستایی که یه رزونانس پدرسگی وول میزده بین تو و اونا و تموم دغدغه هایی که سالها خرده شدن تو راه مترو و کلاسای زبان رو دوباره رو کردنشون

...

وای که لذت متر کردن تموم اون کوچه پس کوچه های چیز و نوشیدن قهوه نه تو سکند کاپ و استارباکس زنجیره ای که تو اون کافه های چیز که لازم نیست سعی کنم بفهمم آدماش چی میگن که آدماش با الفبای راست به چپ میگن

.

آخ که مردای سیبیلوی باشخصیت تهران

آخ که کوه و جیغ تو کوه

آخ که کله پاچه

آخ که لوبیا پلوهای مامان

آآآآآآخ که مامان

آآآآآآآآآآآآآخ که باباااااااااااااااااا

آخ که بوی خوب خونه

...

آخ که لذت سیگارای یواشکی یا غیر یواشکی تو اون کافه های منطقه ی 6

...

وای که فرودگاه یعنی آمدن نه یعنی رفتن

...

وای که دیدن 

...

وای که سلام سلام سلام سلام سلاممممممممممم

...

این واژه رو جیغ میزنم هرروز بس که این سالها گفتم : خدا ، حافظ ... خدافظ خدافظ خدافظ خدافظ

....

فرودگاه عین شرابه . غربت عین شرابه . جا میفته یه چیز دیگه میشه 

.

واقعن جا که میفته تازه میشه قلم به دست گرفت و انشای خود آغاز کرد

...

وای که چقدر خداحافظی کردم 

.

وای که چقدر سلام باید کنم

.

وای که این همه شوق و ذوق ِ سگ مصب که وول میخوره تو این جون ، میرزه به تموم لحظه هایی که "غ ر ب ت " معنی شد

.

یعنی واقعن میارزه

.

وای که ذوق دیدن اول از پشت شیشه و بعد جلوی شیشه عجب چیزیه

وای که این شادی هست چون اون سختی زمستون امتحانی بود

آآآآآآآآخ که گور به گور بشه این غُر 

.

این شادیه الان عجب چیزیه

.

شادی سلام

سلام ِ دوباره

سلام

سلام

سلام

سلام

سلاممممممممم

/ 2 نظر / 6 بازدید
زهرا

خوش اومدی ...