به خاطرات انهدام

زمستان ، بای بای  ، میکند

تابستان ، های ، میکند

زمین میچرخد

فصلها میدوند و میآیند

وصلها میروند و میآیند

زمین میچرخد

تو میآیی و شعر میشوی

میکوبی بودنت را آرام آرام

به فرق دلم

تو میروی

سوراخ میشود زمان

من میمانم

زمین میچرخد 

او میآید 

میچکانم خودم را تیز تیز

بر فرق سرش

من میروم ، او قصه میشود

زمین میچرخد

غمم را کوک میکنم ، میزنم ساز را

سیمها نعره میزنند

آنها ، دست میزنند

تشویق میکنند

زمین میچرخد

دیروز

روی سنگ قبر ندا  ، گلی پرپر شده بود

و قرمزیش را هنوز طنازی میکرد روی آن سیاهی قبرستان

زمین میچرخد

امروز سفید و تمیز بود تمام زمین از آن بالا ، از آسمان

زمین میچرخد

امروز من رفتم

 زمین هنوز میچرخد و زیبایی ...

زیبایی ، بر او میماند

زیبایی ، با او میماند

زیبایی ، در او میماند

زیبایی ، برای او میماند

 نه ... زیبایی ، میماند

بدون هیچ حرف اضافه ای .

.....

 

/ 0 نظر / 24 بازدید