خواسته ام زیاد است . میخواهم دیوانه ای باشم که دیگر چیزی ندارد جز یک قلب  ...

بیا پرواز کردن رو امتحان کنیم ...

زیادی راه رفتیم ...

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
يهدا

پرواز را بخاطر بسپار ..... پرنده مردنيست.......//ولی کاش ميشد وقتی که دلتنگ بوديم ....تنهابوديم..... بريم تو آسمون....پيش ماه......آخه اونم خيلی تنهاست......

........

پرواز کن ... با دو بال ... بيخيال ما که دلتنگ ميشويم !

mehrnoosh

a parande yadmane parvazi....va galooii khamoosh yadgare avazi!!! atoosa jan hanooz omidvar bashim???

Diba

میشل جردن میگه: «درست راه رفتن، راه رفتن بر وزن رویش گل است! راه رفتن بر وزن برگ مرده ی درخت؛ که نمی داند آیا باد است که او را می برد يا اوست که باد را!» با اين حال فکر می کنم منظورت رو از «زياده راه رفتن» فهميده باشم. پروازت خوش!

nima

اين دخترک بالای وبلاگت ... اونم ميخواد پرواز کنه نه؟ فکر کن همه پرواز ميکرديم ... همه با هم.

.......

نوشتم . از هرچه خواستم . از آنچه در دلم بود . در چشمانم و در صدای گيتارم ....

ilya

پرواز کردن خيلی لذت بخشه مخصوصا اگه دو بال سالم مثل بال عقاب داشته باشی.

sogol

راستی می دونستيد ما ادمها اولا بال داشتيم؟ پس چی شد؟ بالامون کو؟ کجا جاشون گذاشتيم؟ اين رسمش نبود :)